الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )
42
رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )
لو كان مثلك كل ام برة * غنى البنون بها عن الآباء كان ارتكاضى فى حشاك مسببا * ركض العليل عليك فى احشائى - هرگاه همه مادران نيكوكار مانند تو باشند ، فرزندان ايشان با وجود آنها ، از پدران خويش بىنياز مىگردند . - آنگاه كه تو بيمار گرديدى بيمارى تو ايجاب كرد تا در درون خود احساس ناراحتى و اضطرابى نمايم ، آنچنانكه بيمار در خويش احساس ناراحتى مىنمايد . به خط شيخ بهايى ( ره ) به نقل از دستخط شهيد اول ( ره ) چنين آورده شده است : سيّد در همه علوم معموله آن روزگار تدريس مىكرد . در يكى از خشكسالىها مردى يهودى براى تهيه خوراك خود چارهاى انديشيد . روزى در مجلس درس سيد مرتضى حاضر شد و اجازه خواست كه نزد او درس نجوم بخواند و سيد اجازه داد و او را پذيرفت حسب الامر سيد مقررى روزانه براى او تعيين شد . يهودى هر روز سر درس حاضر مىشد و پس از اندكزمانى اسلام اختيار كرد . سيد انسان لاغراندامى بود و همراه با برادرش سيد رضى كه هر دو خردسال بودند به درس ابن نباته مؤلف خطبهها حضور پيدا مىكردند . در يكى از روزها شيخ مفيد به مجلس درس سيّد وارد شد ، سيّد بخاطر احترام مقام والاى شيخ مفيد ، از محل خويش برخاست و او را به جاى خود نشانيد و خود با كمال فروتنى در برابر او قرار گرفت . شيخ مفيد از وى درخواست كرد تا در حضور او به تدريس اشتغال ورزد سيّد به درس گفتن پرداخت . شيخ مفيد از طرح گفتار او به شگفت آمد . سيد دهى را براى تهيه كاغذ فقها وقف كرده بود . حكايت رؤيايى كه شيخ مفيد ديده بود مشهور است كه حضرت فاطمه زهرا عليهاالسّلام به اتفاق حسنين به خانه شيخ وارد شد و به او فرمود اين دو فرزند را تعليم بده . فرداى آن شب فاطمه دختر ناصر همراه با سيد رضى و سيد مرتضى به خانه شيخ آمد و اظهار داشت : اين دو فرزند را تعليم بده . مؤلف گويد : اين پيشآمد در بسيارى از كتابهاى دوست و دشمن آمده است . ابن ابى الحديد معتزلى هم در شرح نهج البلاغة به اين حكايت اشاره كرده است . و مشروح